10 دليل موفق نشدن

27 12 2007

اگر شما به نوعی در رسيدن به موفقيت، اون جور که تصورش رو ميکرديد و در جاهايی که براتون از اهميت ويژه اي بر خوردار بوده، دست نيافته ايد، يک يا چندين مورد زير ميتواند در مورد شما صدق کند:

1. شما هدف نداشته ايد: بعضی وقت ها ما خودمون رو در قالب يک » چرخ نخ ريسی » پيدا ميکنيم، تلاش از طريق کار روتين ما رو به جايی نمی رساند، زيرا ما نميدونيم که به کجا ميخواهيم برويم. بعضی وقت ها زمانی که خودمون رو در يک راه تعيين شده قرار می دهيم، هدف داشته ايم، اما در طول راه تغيير کرده ايم و اون اهداف زمان زيادی نبوده اند که اهميت داشته اند. بعضی وقت ها هم توقعاتی از ما داشته اند که انجام داده ايم، بدون اينکه لحظه اي درنگ کرده و در مورد آن فکر کنيم که سر انجام ميخواهيم چه چيزی رو برای خودمون بنا کنيم. به هر حال در این مورد سنجیدن اهداف شما به عنوان امر مهم که آیا فعالیتهای جاری شما، به شما در رسیدن به انها کمک می کند مهم است.

2. شما دیدگاهی ندارید: گذاشتن اهداف مهم است اما برای رساندن شما به خط پایان کافی نیست. خیلی مهم است که بتوانید خود را در دستیابی به اهدافتان تصور کنید. چه احساسی خواهید داشت؟درآمد شما چیست؟ چرا دنبال کردن بعضی از اهداف با ارزشند، اما بعضی دیگر اینطور نیستند؟ اگر اهداف نتیجه پایانی یک سفر هستند، دیدگاه شما نیروی رسیدن به آن می باشد.

3. شما طرحی ندارید: اگر اهداف مقصد شما هستند و دیدگاه نیروی شما، طرح شما نقشه ایست که شما را به آنجا می رساند. بدون طرح، شما در مورد گام اصلی برای رسیدن به اهدافتان نظری ندارید. داشتن طرح به معنای گرفتن مواد از منابعی است که در اختیار دارید. منابعی که شما نیاز دارید و پله هائی که شما باید آن را بگذرانید که منابع را در حرکت قرار دهید. دنیا پر از آدمهای هدفداریست که هرگز به هدفشان نرسیده اند، زیرا نقشه ای نداشته اند، شما یکی از آنها نباشید.

4. شما بسیار مطمئن هستید: اطمینان زیاد انعطاف ناپذیری را می افریند. اگر شما مطمئن هستید که طرحتان درست است و از پذیرفتن خطا های احتمالی اجتناب می کنید زمانیکه یک تغییر غیر قابل انتظار پیش آید می بینید که به دردسر افتاده اید، یا زمانیکه طرح شما، شما را به یک جای غیر قابل انتظار می رساند. به هر حال، طرح قوی شما و اطمینان در اهدافتان، اتاقی می سازد برای اظهار نظرهای دوره ای.

5. شما به اندازه کافی مطمئن نیستید: در همین زمان اطمینان خیلی کم هم شما را از کار خواهد انداخت و از برداشتن قدم بعدی اجتناب می کنید، چرا که شما به آن در رساندنتون به موفقیت خوشبین نخواهید بود. شما هیچ پیشرفت بهتری نخواهید داشت، نسبت به زمانیکه اصلا» هدفی ندارید. چشمانتان را باز نگه دارید و برای تغییر راغب باشید اما به خودتان نیز ایمان داشته باشید.

6. از اشتباهات خود درس نمی گیرید: بسیاری از مردم اشتباهاتشان را نشانه ای به عنوان ناشایستگیهایشان می دانند. آنها بدین دلیل که در ابتدا به چیزی دست پیدا نکردند عقب می کشند و سعی دوباره را کار احمقانه ای می پندارند .اشتباهات در رسیدن به موفقیت بسیار مفید هستند، اگر ما برای تحلیل انها وقت بگذاریم و از آنها درس بگیریم . حتی اگر انها مانع ما در رسیدن به اهدافمان هستند به طور قطع درسهائی که ما از اشتباهاتمان می گیریم به ما در ساختن اهداف بهتر و جدید کمک می کند.

7. تاثیر بیرونی را نادیده می گیرید: خیلی از مردم تاثیر پذیری از دیگران را به عنوان ضعف می بینند و یا بدتر، یک محدودیت و یا حتی آلودگی خلاقیت ذاتیشان می دانند. این در دنیا چیز بی معنی می باشد.ما در درجه نخست در جامعه قرار داریم و هیچ کس نمی تواند چیزی را بدون کمک دیگران بنا کند. نظرات دیگران را در ضعفها و قوتهایتان و در شکستها و موفقیتهایتان خوشامد بگویید و بپذیرید،.مشتاقانه کمک را وقتی که پیشنهاد می شود بپذیرید. این به این معنا نیست که شما باید همه پیشنهادات را بپذیرید. اما شما باید به طور جدی و با گوش باز بشنوید و بسنجید تا با دقت زمانیکه می توانید از اشتباهات درس بگیرید.

8. شما نگرانید که کپی نشوید: اغلب ما خودمان را در مقابل دیگران می بندیم، نه به خاطر اینکه می ترسیم که تحت تاثیر انها قرار بگیریم، اما می ترسیم که ما انها را تحت تاثیر قرار دهیم و نظرات درخشان ما به وسیله افراد دیگر گرفته شود. بنابراین ما از سهیم کردن علایق و صرف انرژی با دیگران اجتناب می کنیم، و باعث می شود که ما علایقمان را در یک باری بفرستیم که به جای لذت بردن از ان، حمل ان برایمان دشوار شود.

9. شما از اندوخته هایتان استفاده می کنید: زمانیکه من خودم را در نقطه ضعفهایم پیدا می کنم، همیشه به خاطر کمبود اندوخته، اعم از پول، زمان یا سایر انرژی هستش. در این قسمت، اشتباه از طراحی غیر کافی و اطمینان بیش از حد پیش میاد، من باید موقعیتم را قبل از اینکه منابعم تمام بشه واقعبینانه تر می دیدم. زمانیکه شما شکسته اید منابع غیر کافی شما تمام شده. پس از لحاظ اقتصادی و عاطفی قبل از اینکه، برای ادامه دادن از پا درآیید، رد پائی از خود به جا بگذارید.

10. شما ازموفقیت می ترسید: ترس از شکست را فراموش کنید، ترس از موفقیت است که به سختی به ما ضربه می زند. از طرفی موفقیت هم نا شناخته است، بخواید باور کنید یا نکنید، ناشناخته هم اثر می گذارد.


کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: